سلام میرودپشت
سلام میرودپشت
چگونگی پدیدآمدن روستای میرودپشت!
مطالب زیربراساس تحقیق آقای جبارنبی نژادمی باشد
ساکنین اصلی روستای میرودپشت سالهای خیلی دوردرمحلی که این روزهانخکلا(نزدیکی سیدقاسم)نامیده میشود،زندگی میکردند.تااینکه بیماری بسیارمهلکی بین ساکنین رایج میگردد،سبب ازدست رفتن عده زیادی ازاهالی میشود.آن روزهامردم جهت نجات جان خویش ازبیماری معمولاازمکانی که بیماری شایع بود،به جایی دیگرپناه میبردند،مردم آنجاازترس بیماری به میرودپشت آمدند.میرودپشت پس ازآن حادثه12خانواده رادرپایین محله(بنام....)و28خانواده رادربالامحله(بنام...)پذیراشد.بعدها مهاجران زیادی ازدماوند،سوادکوه،قراخیل،بندپی،فیروزکوه،سرخکلا،کبودکلا،علمدار،روشن آبادو...مهمان روستای میرودپشت شدند.این نوشته چکیده ای ازتحقیقات گسترده آقای نبی نژاداست که بعدابیشتردراین فصل ازسلام میرودپشت میاوریم.(اطلاعات فوق بااطلاعات کمکی شماعزیزان کامل میشود)
نامه ای به حضورمحترم تحصیل کرده های روستای میرودپشت
حضورسروران گرامی
قبل ازهرچیزعذرخواهی مراپذیراباشید.
همانطوریکه استحضارداریدهمه شمافرزندخویش راخوب تربیت میکنیدتاخوب تحویل جامعه دهید،وروزی اعصای پیری شماشود.روستای شماهم به همین منوال ازشمانخبگان این روستاانتظارداردکه یک روزی اعصای پیری آن شوی،روستای شماازهمه شماهاطلبکارهست،طلب مجتمع کانون فرهنگی،طلب اندیشه های...طلب فرهنگ وتجربه های خوبی که آموخته اید،وطلبهای دیگر...بایددرفرصتهای مناسب دعیون خودرابپردازیدوالا موجب قهراین روستاقرارخواهیدگرفت.بایدبه زادگاه خوددل بسوزانیدبایداحساس مسئولیت کنید.بنده حقیردرحداین نیستم که به شماعزیزان درس،پندیانصیحت نمایم.آیافکرکرده ایدچراتریبون این روستادست من،یک بیسوادوامثال من باشد،که نمی دانم ازکجاشروع وازکجاختم نمایم،خیلی متاسفم،خیلی براحتی باروستای خودقهرویاترک کرده ایدوههچنان درفکرآن نیستید.دست کمک بسوی شمادرازمیکنم،بیاییددست روستای بیمارخودرابگیریدتاهرچه زودترازبیماری لاعلاج نجات یابد.نمی شوددراین فرصت کم تمام دردودلهاراعرض کرد،فقط یک مصیبت درموردزباله میگویم ختم عرایضم باشد.یادآوری میشودکه دوستانی ازشماها همسن وسال بنده میباشندوشاهدبودند....آری امان ازخاطره های سنگ پل آقارود،امان ازخاطره های درگسرمیرود،امان ازخاطره های کمانگرکلارودوسیاه کلامحله رودوعلمداررودودرزی رود،امان ازخاطره های همه رودهایی که دراین روستایی زیباعبورداده شدند.یادش بخیردوران نوجوانی،برای شناکردن به این رودخانه هارفته،قبل ازشناکردن آب این رودهارامیخوردیم وحتی آب خوردن وچای دم کردن اکثرخانه هاازآب همین رودهابود.هیچ خطری هم ماراتهدیدنمی کرد.آیاحالااین روزهااطلاع داریدبرسررودهای محل ما چه مصیبتی واردشده است،آری...آنچنان زباله وتفاله های ساختمانی و...داخل آن رودهای قشنگ ریختندوهنوزهم می ریزن،نه اثری ازآن آبهای زولال است ونه کسی پابرهنه می تواندداخل رودها شود.(بخاطرشیشه خرده های فراوان که اهالی داخل این رودهاریختند)آری برادروخواهرتحصیل کرده هم روستایی!روزی باچکمه واردرودخانه شده ام اشک دلسوزانه ازچشمم جاری ،گفته ام: ای رودخانه ماراببخشید،توحقی وماناحق تومردی ومانامرد!!امیدوارم یک جوری این مشکل شماراحل کنیم.من دیگر عرضی ندارم.------»»عزیزان کاربر،نوشته های مذکورازجناب آقای حسن عیسی پور(ریاست محترم شورای اسلامی میرودپشت)می باشد
.
گفت ازدوست چه دیدی که چنین مسروری گفتم ازدوست همین بس که زمایادکند